نحوه به وجود اومدن باور و تاثیرش در زندگی

باورچیست و چگونه می‌تواند سرنوشت یک زندگی را تغییر دهد؟

وقتی کلاس چهارم دبستان بودم زنگ آخر روزهای یکشنبه و چهارشنبه کلاس ریاضی داشتنم

همیشه دعا میکردم که توی این دو روزه اتفاق خاصی بیفته تا کلاس ریاضی نداشته باشیم

یادمه توی یه عصر پاییزی که زنگ ریاضی داشت تموم میشد من اون روز تکالیفمو کامل انجام نداده بودم

از روی خوش‌شانسی معلممون هم هنوز تکالیفمونو ندیده بود امروز من خیلی خوشحال بودم چون همیشه اول ساعت تکلیفمونو نگاه می‌کرد

اما ایندفعه گویی یادش رفته بود، دقیق یادم ۲۰ دقیقه مانده بود که زنگ مدرسه بخوره منم نیم‌خیز شده بودم که سریعاً از کلاس فرار کنم که یکدفعه یکی از همکلاسی هام برگشت گفت:

“خانم صفاریان هنوز تکلیف نگاه نکردی” خانم صفاریان تعجب کرد و از سمت راست کلاس که دقیقا منم سمت راست نشسته بودند شروع کرد به دیدن تکالیفی که قبلا گفته بود و باید انجامش می دادیم

توی همین زمانی که دونه دونه داشت میومد جلو منم همش به ساعتم نگاه میکردم و دعا میکردم که به من نرسه

2تا میز جلو تر از من یکی تکالیفش را انجام نداده بود و با عصبانیت بهش گفت که بر پایه تخته، منم که این صحنه رو دیدم دستام یخ کرد و صورتم رنگش پریده بود انگار زمان هم یخ زده بود

وقتی نوبت من شد دید که منم کامل انجام ندادم به منم گفت که برم پایتخته خیلی حس بدی داشتم من توی درس های دیگه همیشه جزو بهترین‌ها بودند و سرگروه بقیه می‌شدم اما اینبار قضیه فرق داشت

خیلی سریع خانم صفاریان تکالیف بقیه رو هم نگاه کرد و با عصبانیت سمت ما اومد باورم نمیشد از لای دفترش یه خط کش چوبی برداشت به هممون گفت که دستامو رو بیاریم جلو

من نفر دوم از سمت راست ایستاده بودم قلبم داشت میومد توی دهنم وقتی بهم گفت: دستتو نکش، دست تو نکش تمام بدنم احساس نفرت پیدا کرده بود که تا به حال همچین حسی نداشتم

به قدری محکم زد که هر دو دستم ذوق ذوق میکرد و قرمز شده بود و میسوخت

زنگ بالاخره خورد منم با اشکای روی صورتم به سمت خونه داشتم برمیگشتم توی مسیر بقیه بهم به شکل دیگه ای نگاه میکردن دیگه خبری از شاگردان ممتاز کلاس نبود

از اون موقع به بعد پایین ترین نمره من همیشه ریاضی بود، اون روز تو کلاس یه باوری توی ذهن من کاشته شد و توی تمام زندگیم با من همراه بود و اعتماد به نفسمو در مورد ریاضی کلا نابود کرد

احتمالاً برای تو هم یه سری باورها توسط خودت و والدین یا جامعه ساخته شده

مثلا اگه توی تهران زندگی نکنی وفقط برای قرارداد کاری بری تهران و متاسفانه اون قرارداد خوب پیش نره و بشکست بر سه تو از اون به بعد احتمالا اولین چیزی که در خصوص تهرانی ها به ذهنت میرسه کلاهبرداری

یا اگه اتفاقی با یه نفر از یه قومی مشکلی پیدا کرده باشی از اون به بعد هر کسی دراین خصوص ازت بپرسه توصیه می کنی که قوم خوبی نیستند

و شاید اگه یه بار مثلا اصفهان رفته باشی بعد تو اونجا خفتت کرده باشن از اون به بعد هر کسی در مورد اصفهان ازت بپرسه میگی جای نامنیه

این باورها از طریق فکرهاتون ساخته میشن به طور که اولین روزی که یه اتفاق خاص برات میفته شروع به ساختن اولین مسیر عصبی در این خصوص توی ذهنت می کنی و با هر بار تکرار این مسیر عصبی  قوی تر میشه بعد از مدتی دیگه اون فکر تبدیل به باور شما میشه و دیگه به صورت غیر ارادی نسبت به اون واکنش نشان میدی.

 

به نظرت چه چیزهایی به باورهای تو بستگی دارد؟

براساس باوری که داری چیزهای متفاوتی رو از صدای من دریافت می‌کنی، میشنوی، احساس می کنی و جالبه بدونی بر اساس باوری که داری می تونی چیزهای را به دست بیاری، توانایی ارتباط با دیگران به دست بیاری و توانایی دنبال چیزی رفتن را به دست بیاری اما همه به باورهای تو بستگی داره

 

چطوری میتونی باورهای مخرب تو تغییر بدی؟

واقعیت اینه که این مبحث بسیار گسترده است و توی این ویدیو نمیشه کامل توضیح داد اما قول میدم که نتیجه مثبتی از تماشای این ویدیو به دست بیاری من به صورت کامل این مبحث را توی کتابم به نام برنامه ریزی مجدد ذهن توضیح دادم

اولین باری که یه چیز داغ رو لمس کردی یادته سریع متوجه شدی که دست زدن به جسم داغ چقدر میتونه بد باشه و این باعث شد تا آخر عمر هر بار که به یه جسم داغ نزدیک میشی باید مواظب باشی اگه واقعا می خواین یه باریه باور خوب که برعکس باور غلط از اون هست رو توی ذهنتون بزارید باید هر روز توی ذهنت مرورش کنی

در واقع مثل این میمونه که یه درخت بکاری و هر روز آبیاری و نگهداریش کنی و نیازی نیست که کار خاصی برای باور غلطتت انجام بدی کافیه به چیزی که میخوای که باورت بشه بهش فکر کنی و باورهای صحیح را جای باور غلط بذارید

این باورهات هستن که سرنوشت زندگیتو رقم میزنن

 

من تو کتاب «برنامه ریزی مجدد ذهن» بیشتر در موردش توضیح دادم، که چطور باورهای مثبت برای خودت بسازی تا دستاوردهای بی‌نظیری هم داشته باشی، پیشنهاد می کند که مطالعه این کتاب را از دست ندید.

1
💬 نظرهای با ارزش شما

avatar
1 تعداد کامنت‌ها
0 تعداد پاسخ به کامنت‌ها
0 تعداد دنبال کننده‌ها
 
کامنت با بیشترین بازخورد
جدیدترین کامنت
1 تعداد دهندگان
fanixa@kulmeo.com آخرین نظر دهنده‌ها
  اطلاع از طریق ایمیل  
جدیدترین قدیمی‌ترین محبوب‌ترین
فقط وقتی که
میترا صفوی
عضو قبلی
میترا صفوی

به نظر منم باور خیلی مهمه و واقعا تاثیر گزار توی زندگی به همین دلیل دارم روی باورهام کار میکنم البته با روشهایی که توی جزیره کامیابی یاد گرفتم کار بسیار راحتیه.

Do NOT follow this link or you will be banned from the site!